عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

337

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

زن و مولانا : اسلام تا جايى كه مىتوانست زن خواستن را محدود كرد و به شرط اجراى عدالت بين زنان تنها گرفتن چهار زن را مجاز دانست و براى زنان در برابر مردان اگر نصف مردان هم باشد ، ارثيه‌اى تعيين كرد و در شهادت حقى براى زن قائل شد . بدين ترتيب پاره‌اى احكام به سود زنان وضع كرد . در دوره‌هاى نخستين اسلام ، زنانى بودند كه حتى احترام پراستعدادترين مردان را جلب كرده بودند و در حديث ، شعر و فقه واقعا مقام شايسته‌اى كسب كرده بودند . در مجالس آنان مردان نيز شركت مىجستند و از دانش آنان بهره‌مند مىشدند . ولى براساس تفوق مرد بر زن در اسلام و صدور دستوراتى چون حجاب براى زنان « 1 » بمرور زير نفوذ مجتهدان شرع و فقها وضع زنان كاملا تغيير كرد و بدين نحو زن با گذشت زمان پا از ميان جمع فراهم چيد و اجتماعات بدون حضور زنان تشكيل شد . چنان كه پس از دوره‌هاى اوليهء اسلام ديگر به سختى مىتوان به زنانى برخورد كه اسمى و رسمى داشته باشند يا طرف مشورت مردم باشند و يا نظرشان مورد تاييد قرار گيرد . قبلا نيز گفتيم كه شرع زن را خانه‌نشين كرد و بدنبال آن بين اشراف حرم‌سرا داير شد . و دربارهاى روم و بيزانس با انبوه خواجه‌سرايان و كنيزكان و صيغه‌ها به شكل اسلامى انباشته شد . در مقابل طبقات مرفه ، طبقهء پايين در اجتماعاتى بدون حضور زنان زندگى كردند و اين وضع موجب گشت كه لذت‌جويى غير طبيعى پيدا شد و عشق يونانى و لذت‌جويى جنسى رواج يافت . تصوف كه با روش علم الجمال يونانى ، شعر را بعنوان وسيلهء تبليغ به كار مىبرد ، اين لذت‌جويى را بطور گسترده‌اى شايع كرد ، چنان كه ادبيات شرق از مى و محبوب سرشار شد و صوفيان نه تنها در اشعار ، بلكه در حركات و رفتارشان نيز اين بيمارى را كه محبوب‌پسندى و شاهدبازى نام گرفته بود ، توسعه دادند . سرانجام در " گلشن

--> ( 1 ) قرآن كريم ، النساء ( 4 ) ، آيهء 34 : نور ( 24 ) ، آيه 31 - 30 .